اینکه چند نفر یا چند گروه که با هم کار می کنند ، بین آنها اختلاف بوجود می آید از چیست ؟ چرا وقتی کار شروع می شود اتفاق نظر است ولی به مرور اختلاف به وجود می آید ؟ منظورم از اختلاف نظر این است که این افراد یا گروهها به مخالفت با هم بر می خیزند و خود را بر حق و دیگران را نا حق می دانند . یا کار خود را صحیح و کار دیگران را اشتباه و باطل می شمارند . این نوع اختلاف آیا سازنده است ؟ آیا به وجود آمدن آن طبیعی است ؟ آیا برای برقراری اتفاق نظر عده ای باید از آنچه که حق می دانند کوتاه بیاییند یا از آن صرفنظر کنند ؟ آیا حق موضوع ثابتی است که باید نظرات را نسبت به آن سنجید یا بسته به موقعیت و شرایط مختلف ، تعاریف متفاوتی از حق می توان عرضه کرد ؟ اگر منافع شخص یا گروهی با حق تعارض داشت آیا می توان حق را تفسیر کرد ؟ آیا حقیقت دست یافتنی است ؟
در ماجرای فتنه جمل یکی از افرادی که به همراه مولا امیر المومنین در حال جنگ با طرف مقابل بود ، به خدمت امیر المومنین آمده و می پرسند که برای من قابل قبول نیست که افرادی مانند طلحه و زبیر در جبهه باطل باشند . امیر المومنین می فرمایند اشکال تو در این است که معیار تشخیص حق و باطل برای تو ، افراد هستند . در حالیکه حق معیار و محک ثابتی است و دیگران همه در حال تغییرند و هر لحظه باید گفتار و کردار افراد را به محک حق بسنجیم ، اگر در مسیر حق بودند همراهشان باشیم و اگر از مدار و مسیر حق خارج شده بودند به نحو مقتضی با آنان برخورد کنیم . و این جمله امام خمینی در وصیت نامه ایشان که « معیار حال فعلی افراد است » مؤید همین مطلب است .
پیامبر گرامی اسلام فرمودند : الحق مع علی و علی مع الحق . و این خود حکمت عالیه ای دارد که حق همواره به دنبال و همراه علی است . پس مولا امیر المومنین یکی از ملاکهای تشخیص حق از باطل است و در هر جبهه ای که علی علیه السلام باشند ، آن جبهه حق است و جبهه مقابل باطل است . هر چند که در جبهه مقابل عایشه باشد یا زبیر باشد . یادمان نرود که پیامبر گرامی اسلام به زبیر لقب « سیف الاسلام » داده بودند و او مرد بزرگی بود و حتی پس از مرگش وقتی شمشیر زبیر را برای علی علیه السلام می آورند ، آنحضرت برای زبیر گریسته و می فرمایند : « زبیر حیف شد » . اما شواهدی هم در دست است که طلحه و زبیر بازیچه دست معاویه شدند. اما نکته مهم دیگر در این جنگ آن است که عایشه بازیچه دست یک عده افراد نا صالح قرار گرفت و فریب آنان را خورد . «چنانچه حق با باطل ممزوج نمىشد، فتنههاى معاندين نيز بوقوع نمىپيوست»
با علی در بدر بودن شرط نیست
ای برادر نهروان در پیش روست
و اما حق دیگر قرآن است و فرقان که از اسامی قرآن است به همین مفهوم به کار رفته است . یکی دیگر از شاخصه های حق ائمه معصومین علیهم السلام هستند که گفته شده « کلهم نور واحد » همه معصومین نور واحدی هستند و آنچه در باره یکی از آنان گفته شود در مورد همه آنان گفته شده است . با توجه به آغاز غیبت کبرا و پنهان شدن آن حضرت از دیده ها برای آنکه امت اسلامی گرفتار و سرگردان نشوند دستور فرمودند که : « من كان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدينه، مخالفاً لهواه، مطيعاً لأمر مولاه فللعوام ان يقلدوه» وسائل الشیعه جلد 18 صفحه 94
پیرامون این حدیث سخن فراوان است اما به مناسبت موضوع می گویم که در این حدیث تمام ضمایر مفرد آمده است و به عبارت دیگر در هر دوره، همه باید از یک نفر تقلید کنند و او را ولی فقیه خود بدانند . تا از اختلاف و پراکندگی و تشتت مسلمانان اجتناب شود . یکی از نتایج این تشتت، اختلافی بود که چند سال پیش در اعلام روز عید فطر پیش آمد . مگر می شود در یک جامعه اسلامی واحد، دو بار عید فطر گرفت؟
حال اگربا این مقدمه ، امام خمینی (ره) را پیامبر انقلاب بدانیم در این صورت ولایت فقیه حکم ولایت ائمه اطهار علیهم السلام را خواهد داشت . گو اینکه این مسئله در حدیثی که در بالا نقل کردم نیز مورد تاکید مولا صاحب الزمان علیه السلام قرار گرفته است . بر این مبنا محک تشخیص حق و باطل، ولایت فقیه است . اما ممکن است گفته شود ولایت فقیه مورد نظر حضرت حجت با این تاسیس سیاسی که در حکومت اسلامی ایران وجود دارد متفاوت است.
پس آن ولی فقیه کیست و بر چه فردی منطبق است ؟ افراد بر اساس رتبه ای که دارند بر یکدیگر ولایت دارند . گو اینکه حضرت یعقوب علیه السلام به فرزندش حضرت یوسف علیه السلام فرمودند که تو بر من ولایت داری و اطاعت تو بر من واجب است .
ولی فقیه هرگاه عهده دار امر حکومت شود نظرات او از چارچوب فتوا خارج گردید و حکم حکومتی خواهد بود و اطاعت از آن بر هر مجتهد دیگری لازم و واجب است . در این جا لازم است فقهای مجلس خبرگان با شناختی که از همه فقهای عصر حاضر در هر دوران دارند ، فردی را که بیشترین انطباق را با حدیث فوق الذکر دارد انتخاب و به جامعه اعلام نمایند و در اینصورت اطاعت از او بر همه حتی فقهای مجلس خبرگان نیز لازم و ضروری است و این فرد بر اساس سخن حضرت حجت علیه السلام ولایت عامه دارد بر همه مردم .
