تبليغاتX
غزال الَلهُمَ كُن لِوَليِكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُكَ عَليهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِه الساَعةِِ وَ في كُل ساعةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَينًا حَتي تُسكِنَهُ اَرضَكَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فيها طَويلاً شيعه يعني يك بيابان بي كسي..غربت صدساله بادلواپسي..شيعه يعني صدبيابان جستجو..شيعه يعني هجرت از من تابه او..شيعه يعني دست بيعت با غدير..بارش ابركرامت بر كوير اللهم طهر قلبی من النفاق و عملی من الریا و لسانی من الکذب و عینی من الخیانه

غزال

سیاسی - علمی - اجتماعی

حلول ماه مبارک رمضان ماه رحمت و غفران ماه همه خوبی ها ماه شبهای قدر ماه زیبای نیایش ماه آمرزیده شدن گناهان و ماه میهمانی خدا بر همه عزیزان مبارک

عزیزی می گفت ماه رمضان را دوست دارم و دلم نمی خواهد نمام شود چرا که در این ماه احساس می کنم خدا بهتر به حرفهام گوش میده و راحتتر و خودمونی تر از بقیه ماهها هستم آخه من میهمان خدا هستم و هیچ وقت غریبه به میهمانی کسی دعوت نمیشه

———————– حلول ماه رمضان مبارک ————————–

آمد رمضان هست دعا را اثری
دارد دل من شور و نوای دگری
ما بنده عاصی و گنهکار توییم
ای داور بخشنده بما کن نظری

———————– حلول ماه رمضان مبارک ————————–

ماه مبارک آمد، ای دوستان بشارت

کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت

آمد نوید رحمت، ای دل ز خواب برخیز

باشد که باقی عمر، جبران شود خسارت

———————– حلول ماه رمضان مبارک ————————–

اس ام اس های ماه رمضان

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 23:27  توسط محمد تقی زاده  | 

سالها پیش که با پرستـوهای مهاجـــر همراه بودم  گــاهی که در مسیری با هم می رفتیم این اشعـــار را دستــه جمعی زمزمه می کردیم  . خــاطره خوش آن روزها هرگز از فکر و ذهنم بیرون نمی رود . به یاد آنروزها این اشعــار را می نویسم . شاید ابیاتی از آن را در گــذر زمان فـــراموش کرده باشم

خوشـــا آنـانکه با عـزت ز گیتـی

بســـاط عیــش برچـیدند و رفتند

ز کــــالاهای این آشفتـــه بــازار

محـــبـت را پـســندیدند و رفــتند

خــوشـــا آنانکه در میزان وجدان

حساب خویش سنجیدند و رفتند

نگـــردیـدنـد هـــرگـز گـرد بـاطـل

حقـیـقـت را پسـندیدند و رفــتـند

خـوشا آنانکه بر این عرصه خـاک

چو خورشیدی درخشیدند و رفتند

خـوشــا آنـانکه بـا پیمانه دوسـت

شــراب عشق نوشیدند و رفـتند

خـوشــا آنـانکـه با اخلاص و ایمان

حـریـم دوسـت بوسیدند و رفتند

خـوشــا آنـانکـه در راه عــدالـــت

به خون خویش غلطیدند و رفتند

خـوشـــــا آنـانکــه بــذر آدمـیـــت

در این ویـــرانـه پـاشیدند و رفتند

چـو نخـل بارور بـر  تنــگدستــــان

ثمــر دادند و بخشیـدند و رفتنـــد

ز جـــزر و مـد این گــرداب هــایل

سـبـکـبــاران نتــرسیدند و رفـتند

خـوشـا آنـانکه پـا در وادی حـــق

نـهـادنـــد و نـلـغـزیـدنـد و رفـتـنـد

ز تقوی جامه در بر کن که پاکـان

ز تقـوی جـامـه پوشیـدند و رفـتند

مشــو غافل که پاداش بد و نیک

ز گیتــی رفتــگان دیـدنـد و رفـتند

خـوشــا آنـانکــه بـار دوستی را

کشیــــدنـد و نـرنجیـدنـد و رفـتند

" رســا " در راه خـدمت باش کوشا

خـوشــا آنـانکــــه کوشیدند و رفتند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوباره میکده را بستند به پشت در زده ام زانو

به هجــــــر روی پرستوها بجز جنون نبود دارو

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 23:17  توسط محمد تقی زاده  | 

 

 

بنال اي دل که دنيا را بقا نيست

چو آرامش در اين دار فنا نيست

 

بنال اي دل نماند جاودانه

بجز عشق و نواي عاشقانه

 

بنال اي دل به لحن ناي داود

که هر ناليدنش ذکر خدا بود

 

بيا تا از پي اش با هم بگرديم

که هر دو آشنا با آه و درديم

 

بنال اي دل که يارم زار و خسته

به پشت پرده غيبت نشسته

 

بنال اي دل به هر صبح و به هر شام

چو تنها اشک ريزد آن دلارام

 

بنال اي دل ز غمهايم گذر کن

که تنها ناله بر آن منتظر کن

 

بنال اي دل که يارم در نماز است

سراپا ناز و در حال نياز است

 

بنال اي دل که بس آزرده ام من

که ردپاي او گم کرده ام من

 

نشانم ده حريم سامرا را

مگر پيدا کنم آن دلربا را

 

بنال اي دل گل بي خار من کو

نشينم چون بنفشه بر لب جو

 

مگر عکس رخش در آب بينم

دگر او را مگر در خواب بينم

 

که من آلوده ام او پاک و معصوم

از اين رو گشته ام ناکام و محروم

 

بنال اي دل چو آيد بوي نرگس

بخوبي عطر او را مي کنم حس

 

خدايا در فراقش ناله تا کي

به سينه داغها چون لاله تا کي

 

خدايا رازها در پرده تا کي

ز غيبت قلبها آزرده تا کي

 

بنال اي دل بگو با شور و فرياد

که يا مهدي جهان پر شد ز بيداد

 

تو اي مهر آفرين لطف خدايي

کجايي اي گل زهرا کجايي؟

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 7:55  توسط محمد تقی زاده  |