تبليغاتX
غزال الَلهُمَ كُن لِوَليِكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُكَ عَليهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِه الساَعةِِ وَ في كُل ساعةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَينًا حَتي تُسكِنَهُ اَرضَكَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فيها طَويلاً شيعه يعني يك بيابان بي كسي..غربت صدساله بادلواپسي..شيعه يعني صدبيابان جستجو..شيعه يعني هجرت از من تابه او..شيعه يعني دست بيعت با غدير..بارش ابركرامت بر كوير اللهم طهر قلبی من النفاق و عملی من الریا و لسانی من الکذب و عینی من الخیانه

غزال

سیاسی - علمی - اجتماعی

بهاء الدين محمد بن عزالدين حسين بن عبدالصمد بن شمس الدين محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثي همداني عاملي جبعي (جباعي) معروف به شيخ بهائي در سال 953 ه.ق 1546 ميلادي در بعلبك متولد شد. او در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام "جبع" يا "جباع" مي زيسته و از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همداني" متوفي به سال 65 هجري از معاريف اسلام بوده است

درباره شيخ بهايي مطلب بسيار بايد گفت و اندكي در " ادامه مطلب " گفته شده

شيخ همواره به شاگردان و دوستان خود تاكيد مي كرد اگر مي خواهند در علوم مختلف به كمال برسند آن را با عرفان در آميزند

اما شعر معروفي از شيخ به يادگار مانده كه دريغم آمد بازگو نكنم

همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن
زمدینه تا به کعبه، سر و پا برهنه رفتن
به مساجد و معابد، همه اعتکاف جستن
دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن
زمناهی ملاهی، همه احتراز کردن
شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن
به خدا که هیچ یک را، ثمر آنقدر نباشد
که به روی نا امیدی، در بسته باز کرد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:7  توسط محمد تقی زاده  |