اين واژه از دو جهت ممكن است مورد استفاده قرار گيرد .
1- در ارتباط با حكومت : يعني در ارتباط بين مردم و حكومت . بايد مردم ، سالار و آقا
باشندو حكومت خدمتگذار آنها . البته شايد از جهتي اين عبارت صحيح باشد
اما از منظر كلي صحيح نميباشد ، زيرا مردم زماني ميتوانند به اين مرتبه رسيده
و چنين ادعايي داشته باشند كه اولاً به تكاليف خود در برابر حكومت انجام
داده باشند . امام علي عليه السلام دراين زمينه ميفرمايند : « از ميان آن حقوق
كه خداوند واجب فرموده مهمترينش حق زمامدار بر مردم است و حق مردم
بر زمامدار » . ثانياً حكومت آنها حكومتي الهي باشد . پيامبر گرامي اسلام ( ص)
در اين خصوص ميفرمايند : « هرگاه فرمانروايان شما نيكانتان باشند روي زمين
براي شما بهتر است و اگر فرمانروايان شما بدان شما باشند زيرِ زمين براي شما
بهتر است » . يعني مردن بهتر از زندگي است و زندگي شما سراسر ذلت بار
خواهد بود.
2- در ارتباط با خدا : آنچه امروزه در ايران به عنوان مردمسالاري رواج يافته و
واژة نا مأنوس « مردم سالاري ديني » از آن استخراج شده ، همان واژة وارداتي
و غربي « اُمانيسم » است كه به معني « مردم محوري » ميباشد .
اين واژه در غرب در مقابل « تئوئيسم » كه به معني « خدامحوري » ميباشد ،
مطرح گرديده . اُمانيسم صددرصد با احكام و شريعت اسلام مخالف است .
امام خميني(ره) در اين زمينه ميفرمايد : « اگر ما اسلام را در خطر ديديم
همه مان بايد از بين برويم تا حفظش كنيم » و در جايي ديگر ميفرمايد :
« حفظ خود اسلام از حفظ جان مسلمان هم بالاتر است . » و مؤيد اين گفته
عمل و رفتار امام حسين عليه السلام است كه جان خود را براي حفظ اسلام فدا كرد
و در اين اينصورت جان ديگر مسلمانان در مقابل وجود مبارك
امام حسين عليه السلام چه ارزشي دارد. البته واقعيت امر اين است كه خداوند
هميشه سالار است، چه مردم بپذيرند و چه نپذيرند
« ما شآءَ الله لا ماشآءَالنّاس ، ماشآءَالله وَ اِنْ كَرِهَ النّاس »
حال ، اگر بپذيرند ميشوند امت رسول الله و اگر نپذيرند ميشوند قوم فرعون ،
ثمود ،عاد و بسياري از اقوام طاغي تاريخ كه عاقبتي جز بدبختي و نابودي
نداشتند و مصداق«خسر الدنيا و آخره » گشتند .