تبليغاتX
غزال الَلهُمَ كُن لِوَليِكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُكَ عَليهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِه الساَعةِِ وَ في كُل ساعةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَينًا حَتي تُسكِنَهُ اَرضَكَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فيها طَويلاً شيعه يعني يك بيابان بي كسي..غربت صدساله بادلواپسي..شيعه يعني صدبيابان جستجو..شيعه يعني هجرت از من تابه او..شيعه يعني دست بيعت با غدير..بارش ابركرامت بر كوير اللهم طهر قلبی من النفاق و عملی من الریا و لسانی من الکذب و عینی من الخیانه

غزال

سیاسی - علمی - اجتماعی

تصمیم داشتم یه مطلب درباره مراسم چهارشنبه سوری بنویسم . اما این مطلب رو از سایت بازتاب عینا نقل می کنم . به نظرم خیلی جالب اومد .

چهارشنبه سوری

شبِ چهارشنبه آخرِ هر سال، از قديم و نديم (تا آنجا كه من يادم مي‌آيد!) مراسمي بر پا مي‌شد به نام «چهارشنبه‌سوري». اين مراسم چيز عجيب و غريبي نبود و تا مدتي پيش، كه من هم به خاطر دارم، اين‌گونه برگزار مي‌شد كه در هر كوچه و خانه‌اي، چند تكه چوب و تخته را روي هم مي‌گذاشتند و آتشي روشن مي‌كردند و «زردي من از تو، سرخي تو از من» مي‌گفتند و خلاص. صداي ترقه‌ها هم از گوگردِ چند تا كبريت بي‌خطر تأمين مي‌شد كه چندان ترسناك نبود (اين يكي را هم من شاهد بودم و هم فاعل!).

بعضي جوان‌ها هم ملاقه‌اي مي‌زدند كه آن هم عجيب و غريب نبود... (خدا شاهد است، اين يكي را نبودم!) اما حالا «چهارشنبه سوري» فرق كرده است؛ هم در فرم و هم در محتوا. فرمِ آن را كه لابد ديده و شنيده‌ايد. فشفشه و ترقه و نارنجك و سرنگ و سرنج و حشره‌كش و لاستيك...، در دستان نوجوانان و جوانان (و سايران!) ماه اسفند را به ماه خون و حماسه(!) تبديل كرده است و شب چهارشنبه‌سوري هم بي‌شباهت به شب‌هاي عمليات جنگي نيست. جراحات و تلفات هم كه تا دلتان بخواهد، فراهم است.

اما اين تمامِ داستان نيست. همان‌طور كه گفتم، چهارشنبه سوري از نظر محتوا هم پيشرفت كرده و تأويل‌ها يا قرائت‌هاي مختلفي از اين مراسم برداشت مي‌شود. با توجه به قرائت‌هاي پيشين، برخي از قرائت‌هاي آتي براي چهارشنبه سوري امسال، اين‌گونه پيش‌بيني مي‌شود؛

مجري شبكه ماهواره‌اي سلطنت‌طلب:
چهارشنبه‌سوري يعني اعتراض، يعني فرياد، يعني ما ديگه اين رژيم رو نمي‌خوايم؛ يعني ما اعلي‌حضرت رضاشاه رو مي‌خوايم، چهارشنبه سوري؛ يعني اعلي‌حضرت بيا، ما منتظريم. هر جرقه آتش در اين شب؛ يعني ما هواخواهِ سلطنتيم و هر ترقه يعني بيا... . مطمئن باشيد، عزيزان كه اعلي‌حضرت صداي شما رو مي‌شنون... ايشون هر صداي بلندي رو مي‌شنون، البته به شرطي كه بي‌ادبي نباشه... .

سرمقاله يك روزنامه اصولگرا:
اكنون بر همگان واضح و مبرهن است كه با تدبير و بصيرت عالمان دردآشنا و روشنفكران متعهد، مي‌توان همين رسم ضاله چهارشنبه آخر سال را به گونه‌اي اسلامي ـ ايراني تفسير كرد.
هر ترقه‌اي كه امسال مي‌تركد و هر آتشي كه روشن مي‌شود، مي‌تواند حاوي اين پيامِ صريح و روشن به غربيان و شوراي حكام باشد كه «انرژي هسته‌اي، حق مسلم ماست»... .

سخنراني يك روشنفكر در همايشِ «سنجشِ آتشِ ناب»:
از منظر هستي‌شناسانه، پارادايمِ آتش، آن‌گاه كه هنوز در مواجهه با پارادكسِ آب قرار نگرفته، قادر به روشنگري است. از زرتشت تا سهروردي و از سهروردي تا كانت و از وي تا وُلتر و نيچه و تا همين اكنون، آتش همواره در جنگ با جهل و ارتجاع بوده است و به همين خاطر، هميشه روشنگران و دگرانديشان، يا در آتش سوزانده مي‌شده‌اند، يا به خاكستر گرم مي‌نشستند و يا دماغشان مي‌سوخت! به همين خاطر، چهارشنبه‌سوري، رسمي كاملا روشنفكرانه است. من حتي شواهدي دارم كه نيچه، تا پيش از آتش گرفتنِ سبيل‌هايش، پايبندي عميقي به پريدن از روي آتش داشته است.

مدير يك شبكه ضداسلامي از لندن:
از نشانه‌هاي ديگري كه نشان مي‌دهد، ايراني‌ها هرگز به اسلام نگرويده‌اند، همين چهارشنبه‌سوري مبارك است. من با قاطعيت از همين تريبون، خطاب به آن نادان‌هايي كه گمان مي‌كنند، اكثريت مردمِ ايران به دين تازي‌ها گرويده‌اند، اعلام مي‌كنم كه اي كوران، اي نابينايان، اي هيچي‌نفهم‌ها، اي بي‌تربيت‌ها! چرا فكر مي‌كنيد اين چند هزار مسجد و آن چند ميليون نمازخوان، نشانه اسلامِ ايراني‌هاست، مگر چهارشنبه سوري را نمي‌بينيد؟ مگر آن تَرَق تَرَق مبارك را نمي‌شنويد؟ آن‌وقت مي‌گويند، ما صمٌ‌بكمٌ لا يعقلون هستيم!

تئوريسين گروهِ فشار:
بروبچ همگي آماده باشن، سه‌شنبه از ظهر برنامه داريم. مي‌ريزن تو محل، هربچه سوسولي كه ديدين، اول يك فصل كتكش مي‌زنين، بعد هم ترقه‌ها رو ور مي‌دارين مي‌رين تو محله‌هاي شلوغ، زير پاي دختراي بدحجاب. اگه اوضاع هم خيلي قاطي پاتي شد، همونجا از روي موتور، ترقه‌ها رو بندازين تو جمعيت، اين‌شالله مي‌خوره تو سرِ بي‌بندوبارها... اين آتش‌بازيِ لوسِ آخر سال هم مي‌تونه نشون‌دهنده قدرتِ ما باشه، اگه خدا بخواد... .

يك مأمور آتش‌نشاني:
چهارشنبه‌ سوري، يكي از آياتِ خداست و نشون مي‌ده كه هنوز يه خدايي اون بالا هست كه هر جور شده، نمي‌ذاره ما رو بازخريد كنن.

سخنگوي كاخ سفيد:
آيا دنيا مي‌تواند قبول كند، حكومتي كه نمي‌تواند كنترل دقيقي بر ترقه‌ها داشته باشد، به انرژي هسته‌اي و بمب اتم دست يابد؟ چه تضميني وجود دارد كه يكي از همين شب‌ها، ايراني‌ها يك بمب اتم را در اسرائيل منفجر نكنند و با پرش از سوريه به نوار غيره، نواي «زردي من از تو، سرخي تو از من» سر ندهند؟ ما به آژانس انرژي اتمي امر مي‌كنيم كه وجود چهارشنبه‌سوري را به عنوانِ يكي از ادله مهم در جهت نقض معاهدات و نيز عدم شايستگي ايران در دستيابي به انرژي اتمي منظور گرداند.

مجريِ رمانتيكِ يك شبكه «بشكن و بالابندازِ» لوس‌آنجلسي:
في‌في‌جون از تهران نوشته، چقدر اين لباسِ ركابي به من مياد، اما بهتر بود موهام رو استخوني مي‌كردم. مرسي في‌في جون، مرسي، دوست دارم. راستي، في‌في پرسيده چهارشنبه‌سوري چيكار كنه... . عزيزم، روسري‌ت رو در بيار و پاچه‌هاي شلوارت رو بكش بالاتر، روژِ شرابي بزن و سايه‌ها هم بهتره صورتي باشه، لاك رو هم تيره بگير، اينجوري هم تو مُدي و هم جلب توجه مي‌كني و هم حالِ اين حزب‌اللهي‌ها رو مي‌گيري... اگه هم اونا گرفتنت كه اين يه قضيه ديگه‌س!

راديو مجاهدين:
برادر مسعود رجوي، طي پيامي به ملت ايران، دستور اجراي مراسم چهارشنبه‌سوري را صادر كرد. در همين راستا، رئيس‌جمهور منتخب خلق، مريم رجوي از سازمان‌هاي بين‌المللي، خواست تا با اعزام ناظران خود به ايران و مشاهده استقبال مردم از اين دستور، كه تحت شديدترين تدابير امنيتي رژيم صورت مي‌گيرد، به ميزان مردمي بودن سازمان مجاهدين خلق و مقبوليت رئيس‌جمهور رجوي پي برند؛ زنده باد رجوي، نابود باد... .

سرود شبكه جوان:
آتش‌كاران، دلاوران، نام‌آوران پرسوز باشيد، پرتوان، پرصدا... .

يك معتاد:
چهارشنبه شوري خيلي بده، اين دولت جاي اين‌كه آدماي محترمي مثل ما رو جمع كنه، بايد اين چهارشنبه‌شوري رو جمع كنه... چه معني ميده اين همه زغال خوب؟! دل آدم كباب ميشه! اين همه زغال و آتيش، اونهمه دود و دم... اما چه فايده،‌ آفتابه لگن هفت دست، نشئگي و توهم هيچي!

جاسوسِ يك سرويس امنيتي خارجي:

مطابقِ مشاهداتِ اينجانب، مأمور SVOO24P كه از غروب سه‌شنبه تا نيمه‌شب در ميان جمعيت حضور داشتم، ميزان صدا و نيز توانِ انفجارهاي توليدشده در برخي اماكن، از جمله مناطق 05، S6، P5 و N9 از عهده گوگرد، باروت و حتي «تي‌ان‌تي» فراتر بوده است و همان‌گونه كه مأمور VS24SS هم گزارش كرده، استفاده از اورانيوم رقيق‌شده در برخي از اين بمب‌ها كاملا محتمل است. همچنين توان مهمات‌سازي ايراني‌‌ها نيز اعجاب‌آور توصيف مي‌شود.

يك اژدها به دوستش:
چهارشنبه سوري از تو خونه تكون نخور، پارسال رفتم بيرون، همچين منفجر كردن كه دماغ و دهنم سوخت، آتيش‌دونم هم ترك برداشت!

يك استادِ دانشگاهِ از هفت دولت آزاد:
در حالي كه در ممالك مترقي و پيشرفته، براي زنده نگه داشتن سنت‌ها و جشن‌ها، هر سال هزاران كشته مي‌دهند، يك عده مرتجعِ محافظه‌كار، به خاطر كور و كچل و تلف شدن چند صد نفر آدم، دايما اعتراض مي‌كنند. اينها هيچي نمي‌فهمند، به خصوص از اومانيسم!

يك ترقه نسل سومي:
چهارشنبه سوري لاو مي‌تركونم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 0:11  توسط محمد تقی زاده  | 

 به یاد یاران سفر کرده

صفایی ندارد ارستو شدن

خوشا پر کشیدن ، پرستو شدن

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 22:34  توسط محمد تقی زاده  | 

سلام به همه دوستان

این مطلب رو متبرک می کنم به حدیثی از امام حسن عسکری علیه السلام : بهتر از زندگی آنچیزی است که هرگاه آن را از دست بدهی از زندگی بیزار شوی و بدتر از مرگ  آنچیزی است که هرگاه به آن گرفتار شوی آرزوی مرگ کنی .( تحف العقول - ص ۳۷۰ )

قبلا درباره عشق یه مطلب نوشته بودم اگه نخوندید حتما از آرشیو وبلاگم بخونید و بعد این مطلب رو ادامه دهید

زندگي چيست ؟

 

زندگي محل تجلي عشق است ، عشقي كه آن همه شكوه و عظمت دارد. چه بسيارند مدعيان دروغين عشق كه حتي بهره‌اي ازآن نبرده . هركس مي‌تواند بگويد كه من عاشقم اما نمي‌تواند به حقيقت آن را اثبات كند .

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بی سر و پايی نکنيم

 زندگي وديعه و نعمتي است كه ما به عنوان امانتدار آن برگزيده شده‌ايم و بايد از اين وديعه الهي با تمام وجود حفاظت و نگهداري كنيم و اين فرصتي كه برايمان فراهم شده است قدر بدانيم . زندگی کوتاه است پس باید از لحظه لحظه عمرمان نهايت بهره را ببريم .

زندگي محيط کار و تلاش است برای آزادی از زندان ، زندانی که خود برایمان ساخته ایم . اما چه بسیارند آنهایی که تلاش می کنند تا به استحکام دیوار زندان بیافزایند . زندگی هر چه باشد بسیار عزیز است چرا که هدیه است از طرف دوست .

از آنجایی که هر موجودی دارای معنی و مفهوم و نشانه هایی است که به آن شناخته می شود ، معنی و مفهوم زندگی عبارت است از امید ؛ ایمان و عشق .

امید عین زندگی وناامیدی مرگ مطلق است . مثلا کسانی که از وصول به مراد یا از وقوع حادثه ای و واقعه ای بطور کلی نا امید می شوند ، دست به خودکشی می زنند . اما آیا دیده اید عاشق واقعی خودکشی کند . ولی این امید تا کی می تواند در انسان زنده باشد . آیا یک شخص شکست خورده که تمام آرزوهای خود را از دست داده و بر باد رفته می بیند و کسی یا چیزی را در دنیا ندارد و تمام هستی اش را از دست داده ، دیگر چه امیدی به زندگی می تواند داشته باشد ، پس امید و خوشیها به تنهایی نمی توانند موجب دلگرمی به زندگی باشند و این ایمان است که انبساط خاطر را تا جان در بدن باقی است زنده نگه می دارد . زندگی اگر توام با ایمان باشد دارای چنان لذت و مفهومی می شود که حتی انسان اگر سالهای سال را در سختی و عذاب بسر برد ، باعث می شود تا از زندگی خسته نشود و به خاطر شکست در یک امر هرچند بزرگ اقدام به خودکشی و اعمالی از این قبیل نکند . چرا که تمام اینها را بسیار پست تر از آن می داند که تمام همتش رسیدن به آنها باشد .

زندگی زیباست و تمام زیباییهای آن و تمام حسن و جمالی که در آن جلوه گر شده به سبب عشق است . زندگی زیباست چون مجذوب و دلباخته عشق است . زندگی گذرگاه انسانیت ، معراجگاه انسان و سکوی پرتاب به سوی ابدیت است .

هيچکس نمي تواند گره گشای مشکل کسانی باشد که خود، خواهان گره گشايي نيستند.

پس ای انسان ، پای از منجلاب و باتلاق نیازها بردار و وجودت را به عشق بسپار ، زنجیرهای هوی وهوس را باز کن و زندگی را دریاب و در عشق بال و پر بزن . اما بدان زندگی وسیله است و نباید تمام وقتت را صرف آن کنی . بلکه باید از آن استفاده کنیم و به هدفمان که همان عشق است برسیم . عشق واقعی که کمال زیبایی هاست اما مواظب باش تا عشق رابا هوس اشتباه نگیری که در این صورت در مسیر دایره ای زندگی ازمدار انسانیت به بیرون پرتاب می شوی و این ازخصوصیات حرکت دایره ای است و نیروی عشق عامل پایداری و ماندگاری بر مدار زندگی است

يارب از ابر هدايت برسان بارانی
پيشتر زانکه چو گردی ز ميان برخيزم

 

اگر زندگی با عشق و امید و ایمان تو‌ام باشه دراینصورت هیچ چیزی نمیتونه شما رو از پای در بیاره . یاد جمله ای از ولتر افتادم که میگه « می توان گُلی را زير پای خود لگدمال کرد، اما محال است بتوان عطر آن را در فضا محو کرد »

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 8:2  توسط محمد تقی زاده  | 

 

تعرض فرزندان ناخلف یزیدیان به حرم مطهرحضرت امام هادي وامام حسن عسكري (عليهماالسلام) که بار ديگر دل  همه مسلمانان و آزادگان جهان را مالامال ازغم واندوه وتنفر از عاملان اين جسارت نمود را به محضر پيامبرعظيم الشان اسلام حضرت محمد(ص) و امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا و رهبر عزیز مان آیت اله خامنه ای و همه دوستان تسلیت عرض می کنم .

اما پاسخ سوال قبلی

 

 ستاره صبح   فرمودند : کسانی که حضرت مهدی (عج) میخواد ازشون انتقام بگیره از نوادگان همون ظالما هستن  محب ۱۴   فرمودند که : در مورد سؤال شما چند جواب قابل تصور است. اول اینکه امام زمان از آن کسانی که از عمل پدران خویش در به شهادت رساندن امام حسین راضی هستند انتقام خواهند گرفت. و دوم اینکه در موقع ظهور امام زمان همانطور که مؤمنین خالص رجعت خواهند نمود تا در رکاب آن حضرت قیام نمایند بعضی از مشرکان و کافران نیز زنده خواهند شد تا دوباره با شمشیر عدل امام زمان به سزای دنیوی اعمال خود برسند. http://m17.blogfa.com/ فرمودند که : مجازات مردم اين زمان حداقل از لحاظ ظاهر به خاطر امام حسين نيست بلكه به خاطر عمل خودشون است. به اندیش اظهار داشته اند که :فکر ميکنم نسل حاضر بايد براي به سخره گرفتن ارزشها ، حماسه ها و کساني که اسوه و اسطوره بوده اند و هستند ، خود را براي مجازات شدن از سوي قائم آل محمد ، آماده کنند . از همه این دوستان تشکر می کنم

البته جوابها بسیار عالی بود و تقریبا با پاسخ امام علیه السلام منطبق است
می خواستم پاسخ سوالم را بنویسم و از برق شمیر بگویم و برای گفته های خود دلیل بیاورم
اما گویی واقعه عاشورا دوباره تکرار شد و تمام ارکان هستی با زلزله ای دهشتناک به هم ریخت .
اما باید بدانیم که امام مهدی (عج)  از فرزندان نسبی آن افراد انتقان نمی گیرد . خون امام حسین هنوز در حال جوشش و فوران است .
امام صادق علیه السلام فرمودند : مگر نه این است که هر کس به انجام عملی راضی باشد مانند این است که خود شخص مرتکب آن عمل شده است. و اگر خودش در آن شرایط قرار می گرفت درجنگ با امام حسین لحظه ای درنگ نمی کرد . اینکه ما در زیارت عاشورا از اعمال شرم آور روز عاشورا تبری می جوییم به این لحاظ است که به این اعمال راضی نیستیم و کسانی که روز عاشورا را مبارک می دانند و خوشحال می شوند ، راضی به آن عمل هستند . و به این سبب است که گفته اند " کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا "  

آیا کسانی که فجایعی مانند ابوغریب را پدید می آورند و در حرم رضوی بمب می گذارند و چنین جنایت فجیعی را در سامرا بوجود می آورند تازه کننده خون حسین علیه السلام نیستند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 19:40  توسط محمد تقی زاده  |